معنی جرائض
9 بازدید
[ جُ ءِ ] (ع ص) سطبر بزرگ شکم. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). شکم بزرگ. (از ذیل اقرب الموارد). || درشت و سخت. (از ذیل اقرب الموارد). ستبر و سخت. (از شرح قاموس): یَتبعها ذوکدنةٍ جرائض لخشب الطّلح هَصور هائض بحَیث یَعتشّ الغرابُ البائض. (از ذیل اقرب الموارد). || (اِ) شیر. (منتهی الارب) (آنندراج). شیربیشه. (ناظم الاطباء) (از شرح قاموس). - جمل جرائض؛ شتر بسیارخوار که درخت را بدندان گرفته ببرد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (ذیل اقرب الموارد). ج، جَرائِض. (ذیل اقرب الموارد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «جرائض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئض» برای سرودن شعر