معنی جرائر
6 بازدید
[ جَ ءِ ] (ع اِ) جِ جَریرة. به معنی گناه. (از منتهی الارب) (دهار) (آنندراج). و رجوع به جریرة شود: تلافی جرائر و جرائم برادر به اخلاص تودد و ایثار تقرب متقبل شد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۹۲). با کمال عزت و قدرت و جلال کبریا و عظمت بر جرائر و جرائم بندگان عاصی پردهٔ ستر فروگذارد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۱۲۴).[ جَ ءِ ] (اِخ) موضعی است به نزدیکی صبح المجدد و جبال صبح : حموا عالجا الاعلی من اطاعهم فاجبال صبح کلها فالجرائر.ارطاة بن سهیة. ارقت له و الثلج بینی و بینه و حومان حزوی و اللوی فالجرائر. ذوالرمة (از ذیل معجم البلدان). رجوع به معجم البلدان، ذیل کلمهٔ صبح شود.
کلمات همقافیه با «جرائر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئر» برای سرودن شعر