معنی جرئض
6 بازدید
[ جُ رَ ءِ ] (ع ص) ستبر بزرگ شکم. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). ستبر پهناور. (از ذیل اقرب الموارد) (آنندراج). || (اِ) شیر بیشه. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (از ذیل اقرب الموارد) (آنندراج).[ جُ ءِ ] (ع ص، اِ) سخت بسیارخوار که درخت را به دندان گرفته ببرد. (از متن اللغة). شتر بسیارخوار که درخت را به دندان گرفته ببرد آنرا. (از منتهی الارب). جُرائض. (از متن اللغة). || شتر بزرگ. (از متن اللغة).
کلمات همقافیه با «جرئض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئض» برای سرودن شعر