معنی جذیمة

معنی جذیمة

5 بازدید
[ جَ مَ ] (اِخ) قبیله ای است از عبدالقیس. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (شرح قاموس). و نسبت به آن جذمی بتحریک است و جیم او گاهی ضمه داده میشود و گفته میشود جُذمی. (از شرح قاموس) (از منتهی الارب) (از آنندراج). قلقشندی آرد: در این عصر شعبه جذیمه از طایفهٔ جرم شهرت دارند و گویند آنان را با قریش نسبتی است و برخی گمان دارند که نسبت آنان به محزوم میرسد و گفته اند که نسبتشان به جذیمةبن مالک بن حنبل بن عامربن لوی بن غالب بن فهر منتهی میشود. سپس بنقل از همدانی گوید: این طایفهٔ جذیمه از آل عوسجه و آل احمد و آل محمودند. (از صبح الاعشی ج ۱ ص ۳۲۲). و رجوع به همین کتاب شود.
[ جَ مَ ] (اِخ) مسجد... در کوفه است، بنای آن را به جذیمةبن مالک بن نصربن قعین از بنی اسد، نسبت میدهند. (از معجم البلدان).
[ جَ مَ ] (اِخ) آبی است مر جذیمه را. (از منتهی الارب).
[ جَ مَ ] (اِخ) ابن مالک بن نصر از طائفهٔ بنواسدبن خزیمه است که جدی جاهلی است و منسوب بدان جَذَمی باشد. نابغهٔ ذبیانی دربارهٔ فرزندان وی گفته است: و بنو جذیمة حی صدق سادة غلبوا علی خبت الی تعشار. (از الاعلام زرکلی). و رجوع به لباب الانساب، ذیل کلمه جذمی شود.

کلمات هم‌قافیه با «جذیمة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «مة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید