معنی جذوع
5 بازدید
[ جُ ] (ع اِ) جِ جِذع. (منتهی الارب). جِ جذع بالکسر، تنهٔ درخت خرمابن و جز آن. (آنندراج). تنه های درخت. (غیاث اللغات): ناتراشیده همی باید جذوع تا دروگر اصل سازد یا فروع.مولوی. رجوع به جذع شود.[ ] (اِخ) نام دیهی از دیههای مدینه است که احمدبن جعفر در آن مسکن و مقام داشت و از این جهت فرزندان او را جذوعیه نام کرده اند. (از تاریخ قم ص ۲۲۵).
کلمات همقافیه با «جذوع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وع» برای سرودن شعر