معنی جذوة
5 بازدید
[ جَ وَ ] (ع اِ) پارهٔ آتش. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (ترجمان القرآن عادل) (اقرب الموارد):... قالَ لاهله امکثوا انّی آنستُ ناراً لعلّی آتیکم منها بخبر اَو جذوةٍ من النار لعلکم تَصطلون. (قرآن، ۲۸/۲۹). جِذوَة. جُذوة. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (اقرب الموارد). جمرة. (قطر المحیط). || پاره ای از هر چیز. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). ج، جُذی و جِذی و جِذاء. (منتهی الارب) (آنندراج). خدرک آتش. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). خدرک. (یادداشت مؤلف). افروخته آتش. (مهذب الاسماء، نسخهٔ خطی). ج، جِذی و جُذی ََ و جِذاء. (منتهی الارب) (آنندراج). || اخگر سرخ است. (شرح قاموس).[ جِ وَ ] (ع اِ) جَذوة. (منتهی الارب) (قطر المحیط) (ناظم الاطباء) (آنندراج). رجوع به آن کلمه شود.[ جُ وَ ] (ع اِ) جَذوة، به معنی پارهٔ آتش. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (اقرب الموارد). و رجوع به جَذوة شود.
کلمات همقافیه با «جذوة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وة» برای سرودن شعر