معنی جذو

معنی جذو

6 بازدید
[ جُ ذُو و ] (ع مص) برجای ایستاده شدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط). و قال ابوعمرو: جذا و جثا لغتانِ. (اقرب الموارد). جَذو. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (قطر المحیط). || بزانو نشستن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || ایستادن بر سر انگشتان. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط). جَذو. (منتهی الارب) (قطر المحیط) (اقرب الموارد). || جذا الحجر؛ ایستاده کرده پیش افکند آن را. (از منتهی الارب). ایستاده کرد سنگ را پیش از افکندن. (ناظم الاطباء). || چسبیدن کنه به پهلوی شتر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). چسبیدن و ملازم شدن کنه به پهلوی شتر. (از قطر المحیط و اقرب الموارد). جَذو. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (قطر المحیط). || پیه ناک گردیدن کوهان. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). پیه دار شدن کوهان. (قطر المحیط). جَذو. (منتهی الارب) (قطر المحیط).
[ جَ ذْ وْ ] (ع مص) جُذُوّ، بتمام معانی. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (قطر المحیط). رجوع به آن کلمه شود.

کلمات هم‌قافیه با «جذو»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ذو» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید