معنی جذر

معنی جذر

5 بازدید
[ جَ ] (ع اِ) بن یا بن زبان. || نره. || مقابل مد. || بن گردن. || ج، جُذور. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || اصل هر چیزی. (کشاف اصطلاحات الفنون) (ذیل اقرب الموارد) (آنندراج) (غیاث اللغات). و منه الحدیث: «ان الامانة نزلت فی جذر قلوب الرجال». (ذیل اقرب الموارد). || (اصطلاح ریاضی) در علم حساب، جذر به معنی عددی که چون در نفس خودش ضرب کنند عدد دیگر حاصل آید و آنچه بعد از ضرب حاصل آید آن را مجذور گویند. (غیاث اللغات) (آنندراج). عددی که اگر در نفس خودش ضرب کنند لابد از این عدد عددی دیگر حاصل آید، آن عدد مضروب به نسبت این عدد حاصل جذر بود. و آن عدد محصول بنسبت این عدد مضروب مجذور باشد. مثلاً چون دو را در دو ضرب کنند چهار حاصل شود، آن دو که مضروبند به نسبت این چهار ضرب باشد و آن چهار بنسبت این دو مجذور. (از شرفنامهٔ منیری). آن عدد را که چون در خویشتن ضرب کردی عدد دیگر حاصل آید جذر خوانند چون هفت مر چهل و نه را. (التفهیم ص ۴۳). در اصطلاح محاسبان عددی را گویند که در نفس وی ضرب کنند. کذا فی المنتخب. و در خلاصة الحساب و شرح آن چنین آمده: عددی که در نفس خود ضرب شود در علم محاسبات جذر و در علم مساحت ضلع و در جبر و مقابله شی ء نامند. و حاصل آن را مجذور و مربع و مال گویند. (از کشاف اصطلاحات الفنون). و جذر باعتبار اضافت مجذور خود دو قسم است: یکی جذر مُنطق یعنی جذر برای عدد منطق و دیگر جذر اصم یعنی جذر برای عدد اصم. (از غیاث اللغات) (آنندراج). در اصطلاح جدید چنین تعریف شده: بنابر تعریف جذر عدد A عدد a است که اگر (a) را در نفس خود ضرب کنیم عدد A بدست آید. (a) را ریشه دوم عدد A می گویند و از آنجا که منهای (a) اگر در منهای a ضرب شود عدد A بدست می آید برحسب تعریف جذر عدد A عدد a است. چون اعداد به صحیح و کسری تقسیم شوند عدد (a) ریشه دوم A است در این تقسیمات جای نخواهند گرفت و خود قسیم علیحده ای بوجود می آورند. فیثاغورثیان که اول کسانی بودند که بقضیهٔ عروس در هندسه پی بردند با آنکه به اصالت این قضیه دلیلهایی آوردند ولی غافل از آن بودند که اگر دو ضلع زاویه قائمه هریک مساوی عدد یک باشد وتر آن مثلث اثبات عدد ۲ اصم را خواهد کرد و چون یکی از شاگردان این مکتب پی به این راز برد او را در آب غرق کردند. مسأله مهمی که در جذر اعداد بین اهل حساب ما مورد بحث است یافتن دو عددی است که مجموع مربعات آنها مربع عدد ثالثی شود یعنی یافتن ۲ZMMM ۲Y +۲X. در این زمینه فرما رابطه ۲(۲b +۲a) MMM ۲b۲a۴ + ۲(۲b -۲a) را بدست داد و بعد از او دیگران نیز در تبیین این مقاله سعی ها کردند و مسأله بصورت nz MMM nY +nX طرح شد متاسفانه تا کنون راه حل عمومی قضیه بدست نیامده است. ولی حالات جزئی آن تا اعداد بسیار بزرگی پیدا گردیده است. (از کتاب یک دوسه بی نهایت گاموف و هندسه عملی و علمی مهندس رضا). || شادروان کعبه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). و فی حدیث عایشة سألته عن الجذر، قال: هوالشاذروان الفارغ من البناء حول الکعبة. (لسان، از اقرب الموارد). جِذر. (اقرب الموارد). || اجرت مغنی و این لغت دخیل است. (اقرب الموارد از صاحب فقه اللغه) (مهذب الاسماء). || شترمادهٔ چهارساله. (ناظم الاطباء) (شرفنامهٔ منیری). شتر چهارساله بود. (از حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی): چگونه جذری جذری کجا ز پستانش هنوز هیچ لبی بوی ناگرفته لبن. منجیک (از فرهنگ اسدی). || سیم حلب بود که بپادشاه دهند. (از حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی): کنند واجب جذری هم اندر آن ساعت بهر شبی بسپارد بناقد و وزّان. عنصری (از فرهنگ اسدی). || پیمانه ای است و آن رطل است. (یادداشت مؤلف). || استیصال. (تاج العروس). یقال: جذرت الشی ء جذراً؛ استأصلته. (تاج العروس). || (مص) از بیخ برکندن. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (کشاف اصطلاحات الفنون) (از ذیل اقرب الموارد). جِذر. (منتهی الارب) (کشاف اصطلاحات الفنون). || بریدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (کشاف اصطلاحات الفنون) (ذیل اقرب الموارد). جِذر. (کشاف اصطلاحات الفنون) (منتهی الارب).
[ جَ ذَ ] (اِخ) همان جدر بدال مهمله است و آن مسرحی است در شش میلی مدینه. (از معجم البلدان). رجوع به جدر شود.

کلمات هم‌قافیه با «جذر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ذر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید