معنی جذب

معنی جذب

7 بازدید
[ جَ ] (ع مص) کشیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). ضد دفع. مقابل دفع. (از اقرب الموارد). کشیدن بسوی خود. (ناظم الاطباء). درکشیدن. چسبیدن. مقابل ردع. (یادداشت مؤلف). و منه: «وجدت الانسان ملقی بین اللََّه و بین الشیطان فان لم یجتذ به الیه جذبه الشیطان». (از اقرب الموارد): هیچ خدمتکار اگرچه فرومایه باشد از ... جذب منفعتی خالی نماند. تعبّد و تعفف در دفع شر جوشنی عظیم است و در جذب خیر کمندی دراز. (کلیله و دمنه). || غلبه کردن در منازعت و جذب. (از منتهی الارب). غلبه کردن در منازعت و کشش. (ناظم الاطباء). || برگردانیدن چیزی را از جای آن. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). مانند جبذ. (اقرب الموارد). || کم شیر شدن ناقه. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از ذیل اقرب الموارد). کم شدن شیر شتر. (آنندراج). || ربودن. (آنندراج). ربودگی. (ناظم الاطباء). || گذشتن اکثر ماه. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || بازکردن اسب کره را از شیر. (آنندراج) (از منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || خشک شدن آب دهن. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از ذیل اقرب الموارد). || خشک شدن شیر پستان. (آنندراج) (از ذیل اقرب الموارد). || دزدیدن شترماده شیرخود را. (از ذیل اقرب الموارد). و فی الاساس: «ناقة فلان تجذب لبنها اذاحلبت»؛ اَی تسرقه. (از ذیل اقرب الموارد). || یکدم بدهان آب خوردن. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). || قطع کردن. بریدن. (از ذیل اقرب الموارد). یقال: «خطبت فلانة فجذبت خاطبها»؛ اَی ردته کأنها جاذبته فجذبته فبان منها مغلوباً. (ذیل اقرب الموارد، از اساس). || بریدن پیه خرما. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). || (اِمص) کشش. کشیدگی. ربودگی. نشف. (ناظم الاطباء). || در اصطلاح عرفانی و نزد ارباب سلوک، عبارت باشد از کشش حق تعالی و تقدس بنده را بحضرت خود. (از کشاف اصطلاحات الفنون): ور کسی را ره شود گو سر فشان کان بود از رحمت و از جذبشان. (مثنوی چ نیکلسون ج ۲ ص ۳۲۰). || در اصطلاح طبیعی و فیزیولژی، جذب عبارت است از گذشتن مواد محلول از بیرون به محیط درونی یا خون با واسطهٔ [ بواسطهٔ ]پرده ای که این دو محیط را از یکدیگر جدا میکند. اقسام جذب: جذب طبیعی بدو قسم کلی صورت میگیرد: ۱ -جذب در رودهٔ باریک. ۲ -جذب از راههایی غیر از رودهٔ باریک. الف -جذب در روده باریک: رودهٔ باریک بهترین راه ربایش طبیعی است و برای کار جذب نیک مناسب است. پوشش آن از یک طبقه سلول است و سطح کلی آن بزرگ است (۴۸ متر مربع در انسان). و دریچه ها و پرزها سطح آن را بزرگتر مینمایند. جنبش دودی شکل روده که محتوی روده را درهم میریزد بین مایع غذائی و جدار روده نزدیکی برقرار میسازد. غذا مدت زیادی تقریباً ده ساعت در رودهٔ باریک میماند. عمل جذب: پوشش روده ماده هائی را که در روده است از یکدیگر جدا نمیکند زیرا که جذب ماده ای که برای بافتها قابل مصرف نیست و همچنین جذب مادهٔ سمی در پوشش روده صورت پذیر است. مقدار ماده ای که در روده جذب میشود معین نیست و بنابراین عمل جذب روده به نیازمندی بدن به غذا بستگی ندارد و در این عمل نباید خاصیت «زیستی» در نظر گرفته شود و از وجود «هوش» در سلولهای روده سخن رود. قوانین فیزیکی و شیمیایی عمل جذب را تنظیم میکنند و احساس گرسنگی و تشنگی ورود غذا و آب را در فرمان دارد هرگاه لازم باشد کلیه برای بیرون راندن آبی که بیش از اندازه وارد خون شده است بکار می افتد. بتجربه معلوم داشته اند که در محور هر پرز روده یک لوله لنفی موجود است که قسمتی از آب و چربی در آن جاری میشود و جذب اسیدامینه و هگزوز و املاح و آب در ورید میشود. پایهٔ این آزمایشها براین است که در موقع گوارش مقدار چربی و گلوسید و اسیدهای امینه و املاح در مجرای لنف و ورید برندهٔ خون از روده به کبد سنجیده می شود (شمیدت -مولهیم و مونک وروزنشتین و وان سلیک وفون مونیک). طرز جذب روده: پیچیدگی طرز کار روده و عمل ربایش موجب گرمی بازار «اصالت حیات» شده و مدتها بیان کیفیت با قوانین فیزیکی و شیمیایی غیر ممکن مینموده است با آنکه جستجوهای تازه از مشکل کاسته است معهذا هنوز نکات بیشماری در این عمل روشن نیست برای بیان کیفیت جذب این عاملها را موثر میتوان شمرد: ۱ -گردش خون: رگهای مویینه بی فاصله زیر طبقهٔ پوششی رودهٔ باریک قرار دارند هرآنچه مانع گردش خون در مویرگها بشود مانع جذب نیز میشود. مثلاً تنگ شدن رگهاپس از تحریک پی های محرک یا بوسیلهٔ ادرنالین و یا کم شدن فشار شریانی از جذب جلوگیری میکند بعکس فراوانی خون در روده برای عمل جذب مساعد است. (رید). ۲ -پالودن با فشار: انقباض مایچه های صاف جدار روده برآنچه در درون روده است فشار وارد می آورد و موجب بالا بردن فشار هیدرواستاتیک که عملی مهم دارد میشود مثلاً زیاد شدن فشار (تا ۱۰۰ میلیمتر جیوه) جذب محلول ایزوتونیک کلرورسدیم را ممکن میسازد. (هیدن هاین و هامبورگر). ۳ - جنبش پرزها: بوسیلهٔ مایچه صاف پرزها بنوبت منقبض و باز میشوند جنبش تند پرزها که با میکرسکپ دوچشمی دیدنی است مدتها از نظر بینندگان دور مانده است. اهمیت این جنبش مخصوصاً برای جذب مواد در لوله های لنفی زیاد است. (کینگ و ورزار). فشرده شدن و بازشدن رگهای لنفی عملی مکنده دارد. انقباض پرزها را عاملهای مختلف شیمیایی (پیلوکارپین و اتروپین و ۲lcaB و اسیدها و عصارهٔ مخمر و «ویلیکیین» و عصارهٔ مخاط MMM لودانی و کوکاس) و عامل مکانیکی موجب میشود. ۴ - انتشار و اسمز: ابتدا انتشار را بی وجود پردهٔ واسطی و بی وجود اختلاف فشار هیدرواستاتیک در نظر میگیریم، کلوئیدها پراکنده نمیشوند و کریستالوئیدهائی که ملکول آنها کوچک است تندتر منتشر میشوند در مخلوطی از مادهٔ محلول انتشار هر جسم جداگانه صورت میگیرد تا تراکم در همهٔ نقاط یکنواخت شود. در صورتی که پرده ای نفوذناپذیر در میان باشد انتشار صورت میگیرد و به این میماند که پرده ای در میان نیست ولی در پردهٔ روده کریستالوئیدها نفوذ میکنند و کلوئیدها در آن نفوذ ناپذیرند. در این مورد فشار اسمزی کلوئیدها قابل توجه است بطوری که کیفیت انتشار و کیفیت اسمز در مورد روده هر دو بکار میروند. الف -جذب آب: مقدار آب در حال طبیعی در روده تا اندازه ای ثابت است و از مقدار آبی که مصرف میشود پیروی نمیکند. پوشش روده آب را در دو جهت از بیرون بدرون و از درون به بیرون میگذراند. ولی مایع درون روده (کیموس) که کلوئید فراوان دارد و کریستالوئید کم (چون عمل جذب کریستالوئیدها را که قابل جذب هستند در خون جاری میسازد) با مقایسه با خون دارای فشار اسمز ضعیف است پس آب از روده بطرف خون کشیده میشود، گردش خون که در روده بسیار شدید است بتدریج آبی را که جذب میشود با خود میبرد به این طریق با آنکه پیوسته آب بررقت خون می افزاید از فشار اسمزی خون نمیکاهد -اگر بکیموس ملحی که قابلیت انتشار آن ضعیف باشد افزوده شود آب در خلاف جهت از خون بطرف روده میل میکند و محتوی روده را رقیق می سازد (عمل سولفات سدیم). در حال طبیعی رودهٔ انسان در ۲۴ ساعت نزدیک به ده لیتر آب جذب میکند. آب آشامیدنی و آب شیره های گوارشی مانند بزاق شیرهٔ معده و زردآب شیره روده و شیرهٔ لوزالمعده. ب -جذب مواد محلول: پرتئین ها و گلوسیدها با هیدرولیز به اسید امینه و اوز تبدیل میشوند و کم کم بر تراکم این مواد در روده افزوده میشود و بر طبق قواعد انتشار در خون وارد میشوند ولی تراکم این مواد در خون زیاد نمیشود زیرا که گردش سریع خون ماده های محلول را پس از جذب به پیش میراند. ناسازی را که در بسیاری از موارد بین آزمایشهای آزمایشگاهی و آزمایشهایی که در محیط زنده صورت میگیرد می بینیم باید بوسیلهٔ تأثیر گردش خون بیان کرد. مواد محلول از مخاط روده عملا در جهت طبیعی از بیرون بدرون سیر میکنند اگر در درون پاره ای از روده که در خون غوطه ور باشد یدور پتاسیم وارد کنیم تمام این ماده را در خون میتوان دید «یک جهتی» بودن راه جذب بعاملهای فرعی دیگر مانند پالودن با فشار و جنبش پرزها و اسمز الکتریکی بستگی دارد. ۵ -اسمز الکتریکی : در صفحات پیش دیده ایم که قطبی بودن پرده اگر هم اختلاف سطح دو روی پرده کم باشد بظاهر قوانین اسمز و انتشار را ممکن است تغییر دهد یا دگرگون کند -سیر آب و محلول متراکم بطرف محلول رقیق (اسمز منفی) و جذب محلولهای هیپرتونیک و همچنین تجربهٔ رید یعنی گذشتن محلول ایزوتونیک lcaN از قطعهٔ روده در جهت مخاط بخون با قطبی بودن پردهٔ روده بیان میشود. ۶ -قابلیت انحلال در لیپوئید پرده: این خاصیت در جذب اسید اولئیک و اوره و گلیسرول و الکل اتیلیک ونمکهای جیوه و مواد مختلف دارویی ذکر میشود. ۷ -تغییر در نفوذپذیری پردهٔ روده: پرده از کلوئید ترکیب شده است و درجهٔ آبگیری و پایداری آن بعاملهای چند مانند الکترولیت ها و HP (نقطهٔ ایزوالکتریک) و موادی که در کشش سطحی مؤثرند بستگی دارد. بسیاری از مواد در جذب روده اثر موافق و یا ناموافق دارند: LCaN جذب آب و گلوکز و پپتون و ژلاتین را بهتر میکند. (ریدوباوئر). گنه گنه از جذب آب جلوگیری میکند. ۴ osgM از جذب lcaN و استریکنین ممانعت میکند. زردآب (با عملی که برکشش سطحی دارد MMM تراوب) جذب موادی را که در گوارش چربیها حاصل میشوند ممکن میسازد الکترولیت ها که آبگیری کلوئیدها را کم میکنند از جذب روده میکاهند. استیل کولین نفوذپذیری رودهٔ قورباغه را نسبت بگلوکز کم میکند. ادرنالین قابلیت نفوذ روده را زیاد میکند. (گلهورن ونورتوپ، ۱۹۳۳) . با این چند مثال جدول آزمایشهایی که برای بیان جذب روده شده است پایان نمییابد مثلاً ذکر فاگوستیوز گلبولهای چربی بوسیلهٔ سلولهای جدار روده و گلبولهای سفید که از جدار روده بیرون میروند و بدرون می آیند نابجا نیست. اختصاصات دیگر جذب گلوسیدها و پروتیدها و چربی را در شیمی فیزیولوژی باید جست، توانایی املاح زردآب در قابل حل ساختن اسیدهای چرب. ۸ -کار سلولها: در موقع جذب آب و پپتون و lcaN سلولهای دیوار روده اکسیژن فراوان مصرف میکند بنابراین در سلولها کاری به نیرو صورت میگیرد بخشی از انرژی که حاصل میشود صرف دوباره ساختن لیپیدها میگردد. ب -راههای جذب غیر از رودهٔ باریک: درحال طبیعی دهان راه جذب نیست غذایی که در دهان است هنوز گوارده نشده و مدت توقف آن نیز در دهان کوتاه است، پوشش درونی دهان ضخیم است و برای جذب مناسب نمیباشد (بافت پوششی مطبق). بعضی از داروها یا زهرها مانند اتروپین و پیرامیدن و نیتروگلیسرین در صورتی که مدتی در دهان بمانند جذب میشوند (مندل). هر گاه گلوی خرگوشی را ببندیم سیانور پتاسیم از راه دهان جانور را مسموم میکند. با آنکه پوشش معده مانند دهان محل جذب نیست بعضی از مواد مانند قندها و نمکها و پپتونها استریکنین در معده جذب میشوند. مواد دیگر را دیاستازهای معده ضایع میکنند و بخون نمیرسند. (کورار و زهر مارها و ویروس هاری). در رودهٔ فراخ در هر روز چندین لیتر آب جذب میشود. (با مقایسهٔ مقدار مایع غذایی و مقدار شیره های گوارشی با مقدار مدفوع). ولی چون در رودهٔ باریک آنچه جذب شدنی است جذب میشود معمولاً مواد غذایی در رودهٔ بزرگ جذب نمیشود اما اگر مایعهای غذائی در آن وارد شوند جذب میشوند. اوروبیلین نیز در رودهٔ فراخ جذب میشود. مواد فرار (مالش با ترکیبات جیوه) و ماده های محلول در چربیها (ایپریت) از راه پوست جذب میشود ماده هایی را که زیر پوست تزریق میشوند ورید جذب میکند. ملتحمهٔ چشم: اغلب در طب چشم راه جذب داروهایی از قبیل اتروپین و ادرنالین و پیلوکارپین میباشد. راههای دم زدن: گازهای سمی و مایعهایی را که اتفاقاً در آن وارد شود جذب میکنند. (تغذیه بوسیلهٔ لوله از این راه). راههای زردآبی: اگر مجرای کیسه به روده بسته باشد زردآب جذب میکند (یرقان). آبدان از پوششی مطبق پوشیده است و اگر سالم باشد هیچ مادهٔ دارویی که در آن وارد شود جذب نمیشود. (این نظر مورد تردید است). در حال طبیعی اوره و lcaN در آبدان جذب نمیشوند. (از فیزیولوژی عمومی ترجمهٔ عبداللََّه شیبانی تلخیص از صص ۱۸۸ - ۱۹۴). - سیر جذب؛ سیر سریع. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از ذیل اقرب الموارد) (تاج العروس). قال الشاعر: قطعت اخشاه بسیر جذب، اَی حالة کونی خاشیاً له. (تاج العروس). - جذب و دفع؛ تحلیل بردن و دفع کردن مواد غذایی.
[ جَ ذَ ] (ع اِ) پیه خرما. (منتهی الارب). پیه خرمابن. (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). جمارالنخل و هو شحم النخل. (از اقرب الموارد). || سخت از پیه خرما. (آنندراج) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). خشن از پیه خرما. (از اقرب الموارد). و فی الحدیث: «کان [ اَی محمد ] یحب الجذب». (از اقرب الموارد). پیهی که بر سر درخت خرما است و پوست آن را میکنند و میخورند. (اقرب الموارد). الشحمة التی تکون فی رأس النخلة یکشط عنها اللیف فتؤکل کانها جذبت عن النخلة. (از اقرب الموارد).
[ ] (اِخ) شهرکی است بشام، خرم و آبادان و خرد و با کشت بسیار و آبهای روان. (حدود العالم).

کلمات هم‌قافیه با «جذب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ذب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید