معنی جذامة
5 بازدید
[ جُ مَ ] (ع اِ) باقیمانده از کشت دروده. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). باقیماندهٔ از کشت دروکرده شده. (ناظم الاطباء). باقیمانده از کشت دروده . (آنندراج). من الزرع؛ مابقی بعدالحصد. || بن هر چیز. جَذامَه. اصل الشی ء و قدیفتح. (اقرب الموارد).[ جُ مَ ] (اِخ) بنت حارث بن عبدالعزی. خواهر رضاعی رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است. و این کلمه بصورتهای جدامه، حذافة و شیماء نیز ضبط شده است. (از حاشیهٔ امتاع الاسماع ص ۶).
کلمات همقافیه با «جذامة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر