معنی جذاع
5 بازدید
[ جِ ] (ع ص، اِ) جِ جَذَع، آنچه پیش از ثنی باشد یعنی گوسپند و گاو بسال دوم درآمده و اسب بسال سوم و شتر بسال پنجم. (آنندراج) (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). - جذاع الرجل؛ قوم و طائفهٔ او. و مفرد ندارد. (اقرب الموارد).[ جِ ] (اِخ) قبیله ها است از بنی سعد. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «جذاع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر