معنی جذابة
6 بازدید
[ جَ ذْ ذا بَ ] (ع اِ) موی سطبر دم اسب که بدان چکاوک را صید کنند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). آلتی است که از موی درست کنند برای شکار. (از اقرب الموارد) (قطر المحیط). هلبة تصاد بها القنابر و هی شعر یربط و یجعل آلة الاصطیاد. (از اقرب الموارد) (قطر المحیط). || صلی الله علیه و آله و سلم تأنیث جذاب. (یادداشت مؤلف). - قوهٔ جذابه؛ نیرویی که اجسام بطرف آن جذب میشوند. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «جذابة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر