معنی جذاء
6 بازدید
[ جِ ] (ع اِ) جِ جَذوَة و جاذی و جَذاة و جِذوة و جُذوة. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج). رجوع به کلمات مزبور شود.[ جَ ذْ ذا ] (ع ص، اِ) رحم بریده و غیرموصول. (آنندراج). رحم جذاء؛ رحم بریده و غیرموصول. (منتهی الارب). رحم قطع شده که صلهٔ آن را بجا نیاورده باشند. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || بریده. مقطوع. (از اقرب الموارد). و به این معنی است گفتهٔ علی (ع) «اصول بید جذاء» اَی مقطوعة. و آن کنایه است از تباعد و قصور یاران وی از جنگ، چه لشکر همانند دست است برای سردار. (از اقرب الموارد). || دندان از بیخ ریخته. (آنندراج). - سن جذاء؛ دندان از بیخ ریخته. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از قطر المحیط) (از اقرب الموارد).[ ] (ع اِ) اصطلاح ریاضی و آن حاصل ضرب اعداد باشد. چنانکه جذاء ده در ده صد است. (یادداشت مؤلف).[ جَ ذْ ذا ] (اِخ) نام موضعی است. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). در بیت زیر نام موضعی است : بغیتهم مابین جذاء و الحشا و اوردتهم ماءالاثیل فعاصما. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «جذاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر