معنی جد حفصی

معنی جد حفصی

6 بازدید
[ جَ دْ دِ حَ ] (ص نسبی) منسوب به جد حفص. (از روضات الجنات).
[ جَ دْ دِ حَ ] (اِخ) سیدجلیل ماجدبن هاشم بن علی بن مرتضی بن علی بن ماجد حسینی امامی صادقی جد حفصی، مکنی به ابوعلی و معروف بسید بحرینی. محدث شیعی و ازمشایخ ملامحسن فیض کاشانی است. وی سیدی ادیب و محققی دقیق و در جودت تألیف و فصاحت و بلاغت تعبیر و دقت نظر کم نظیر است. او اول کسی است که در شیراز به نشر حدیث پرداخت و بجهت ذوق شعری و فصاحت بیان در دل ارباب ادب جای داشت و با ابوبحر خطی دوستی و اتحاد و مناظرهٔ شعری داشت. و از جمله برگزیده اشعار وی قصیدهٔ معروفی است که در مرثیهٔ حضرت حسین (ع) گفته و اول آن چنین است: بکی و لیس علی صب بمعذور. (از روضات الجنات ص ۵۴۹). و رجوع به ابوعلی ماجد در شود.

کلمات هم‌قافیه با «جد حفصی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «صی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید