معنی جدیدی
6 بازدید
[ جَ ] (اِخ) (بنو...) بطنی است از لواثه، قبیله ای از بربر. حمدانی گوید: بنو جدیدی با اولاد قریش و اولاد زعازع گرد آمدند. و آنان مشهورترین مردمان روی زمین هستند. (از صبح الاعشی).[ جَ ] (ص نسبی) این کلمه نسبت است بسکة الجدید ببخارا. (از لباب الانساب).[ جُ دَ ] (اِخ) عبدالملک بن شداد جدیدی که منسوب است به جدیدبن حاضربن اسدبن عائدبن مالک بن عمروبن مالک بن فهم بن عنم بن دوس. وی از عبداللََّه بن ابی سلیمان روایت کند و پسرش از وی روایت دارد. (از لباب الانساب).[ جَ ] (اِخ) محمدبن عبدک بخاری ملقب بجدیدی و آن منسوب است بسکة الجدید در بخارا، و مکنی به ابوعبداللََّه میباشد. وی از هانی بن نصر و محمدبن اسماعیل بخاری روایت کند و ابواسحاق محمودبن اسحاق خزاعی از او روایت دارد. (از لباب الانساب).
کلمات همقافیه با «جدیدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر