معنی جدکاره
5 بازدید
[ جَ رَ / رِ ] (اِ) راه ها و روشهای مختلف. (انجمن آرا). راههای مختلف. (شرفنامهٔ منیری). رایهای مختلف بود. (لغت اسدی). تشاجر. اختلاف. خلاف. (یادداشت مؤلف). روشهای مختلف : جهانیان را دیدم بسی ز هر مذهب بسی بدیدم ازگونه گونه جدکاره. شهید. ز رائی نگر کار گردد تمام ز جدکاره گردد سراسر تباه. (حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی). جدگاره. و رجوع به جدگاره شود.
کلمات همقافیه با «جدکاره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر