معنی جدل کردن
6 بازدید
[ جَ دَ کَ دَ ] (مص مرکب) مباحثه نمودن. (ناظم الاطباء). یک و دو کردن. (یادداشت مؤلف). محاجه کردن. بحث کردن. جنگ کردن. منازعه نمودن. (ناظم الاطباء). خصومت و دشمنی کردن. جنگ و نزاع کردن : حافظ ار خصم خطا گفت نگیریم بر او ور بحق گفت جدل با سخن حق نکنیم. حافظ.
کلمات همقافیه با «جدل کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر