معنی جدلان
6 بازدید
[ جَ ] (ع اِ) راه. || سوی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء): ذهب علی جدلانه؛ یعنی رفت بر سوی و راه او. (شرح قاموس) (از منتهی الارب). اَی علی وجهه و ناحیته. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «جدلان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر