معنی جدس
7 بازدید
[ جَ دَ ] (اِخ) بگفتهٔ صاغانی از اعلام است. (از تاج العروس).[ جَ دَ ] (اِخ) بطنی است از قبیلهٔ لخم یا آن تصحیف است و صواب به حای مهمله است. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). بطنی است از لخم و او جدس بن اریش بن اراش سکونی است، یا آن مصحف است و صواب آن به حای مهمله است. و امیر آن را با جیم آورده و همان صواب است و با حاء مهمله قوم دیگری باشند که در جای خود بیاید. (از تاج العروس). جدسی منصوب به آن است. (لباب الانساب). رجوع به جدسی شود.
کلمات همقافیه با «جدس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دس» برای سرودن شعر