معنی جدث
5 بازدید
[ جَ دَ ] (ع اِ) قبر. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (قطر المحیط). گور بلغت تهامه. (ناظم الاطباء) (دهار). جدف، به ابدال «ث» به «ف». (اقرب الموارد). بهمین معنی است: شرالاحداث نزول الاجداث. (اقرب الموارد). تربت. آرامگاه. ج، اَجدُث. الاَجداث. (اقرب الموارد) (قطر المحیط) (منتهی الارب): و نفخ فی الصور فاذا هم من الاجداث الی ربهم ینسلون. (قرآن ۳۶/۵۱). خشعاً ابصارهم یخرجون من الاجداث کأنهم جَراد منتشر. (قرآن ۵۴/۷).
کلمات همقافیه با «جدث»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دث» برای سرودن شعر