معنی جداگانه

معنی جداگانه

6 بازدید
[ جُ نَ / نِ ] (ق مرکب) علیحده. (ناظم الاطباء). منفرد. (آنندراج) (ناظم الاطباء). تنها. (ناظم الاطباء). || مستقل. مجزا: [ قمر دلالت کند بر ]... دندانهاش جداگانه و اندر سرش کژی. (التفهیم). جداگانه آنچه از خوارزم آورده بود نیز بفرستاد. (تاریخ بیهقی ص ۳۸۱). یاد کنم جداگانه در این تصنیف این حال ها را بابی. (تاریخ بیهقی ص ۴۰۳). و بعض مردمان گل جداگانه بدست بمالند نیک. و شکر جلاب کنند تا بقوام انگبین آید. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). جداگانه از بهر سالارشان بسی نقد بنهاد در بارشان.نظامی. رواقی جداگانه دید از عقیق ز بنیاد تا سر بگوهر غریق.نظامی. شنیدستم که هر کوکب جهانیست جداگانه زمین و آسمانیست.نظامی. رنگ هر گنبدی جداگانه خوشتر از رنگ صد صنم خانه.نظامی. ای بحر کرم باشد راهی بتو هر دل را مخصوص جداگانه چون قطرهٔ بارانها. تأثیر (ازآنندراج). || قطعه قطعه. پاره پاره. متفرقانه. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «جداگانه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید