معنی جدان
5 بازدید
[ جَ دْ دا ] (اِخ) نام پسر جدیله از قبیلهٔ ربیعه. (منتهی الارب).مؤلف منتهی الارب در ذیل جد آرد: جدان بن جذیلةبن اسد از قبیلهٔ ربیعه است. (از منتهی الارب). بنابراین یکی از جدیله و جذیلة مصحف دیگری است. مؤید آن اینکه مؤلف لباب الانساب ذیل جدانی نسب جدان را چنین مینگارد: جدان بن جدیلةبن اسدبن ربیعةبن نزار. (از لباب الانساب).[ جَ دْ دا ] (اِخ) تثنیه، و نام موضعی است که در شعر اعشی آمده است. (از معجم البلدان): فاحتلّت الغمرَ فالجدّینِ فالفَرَعا. اعشی (از معجم البلدان).[ جُ دْ دا ] (اِخ) نام موضعی است. (منتهی الارب). ظاهراً همان جدان بفتح صحیح باشد. رجوع بمادهٔ قبل شود.
کلمات همقافیه با «جدان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر