معنی جدالة
6 بازدید
[ جَ لَ ] (ع اِ) زمین. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج) (ناظم الاطباء): قد اَرکبُ الآلةَ بعد الآلة واَترک العاجزَ بالجَدالة.(از اقرب الموارد). || زمین که ریگ تنک دارد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). شن زار. (یادداشت مؤلف). || مور ریزه ها که پا برآورده باشند. || غورهٔ خرما. || سفال سخت ناکرده. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «جدالة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر