معنی جداشده
7 بازدید
[ جُ شُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) منفصل و گسیخته. و بازشده. (ناظم الاطباء). قطع شده. دورمانده.
کلمات همقافیه با «جداشده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر