معنی جخادی
5 بازدید
[ جُ دی ی ] (ع اِ) جام بزرگ که در آن شیر دوشند. (منتهی الارب) (آنندراج) (قطر المحیط). صحن. (ذیل اقرب الموارد). سنگی که شیر در آن دوشند. (تکمله، از ذیل اقرب الموارد). الصخر یحلب فیه. (از ذیل اقرب الموارد). || صلی الله علیه و آله و سلم شتر سطبر. (منتهی || سطبر از هر چیز. (منتهی الارب) (آنندراج) (ذیل اقرب الموارد) (قطر المحیط).[ جُ ] (اِخ) محمدبن اسماعیل، مکنی به ابوعلی. محدث و حافظ است. وی از احمدبن علی استاد و جز او روایت کند و ابومحمد عبدالعزیزبن محمد نخشبی از او روایت دارد. تولد او در ۴۱۷ هـ . ق. بوده است. عمرانی او را بتقدیم خا و دال مهمله ذکر کرده است. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «جخادی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر