معنی جحوم
6 بازدید
[ جُ ] (ع مص) زبانه زدن آتش. (از منتهی الارب) (اقرب الموارد). جَحَم. جَحْم. جُحم. (از منتهی الارب) (از قطر المحیط). رجوع به کلمات فوق شود. || افروخته گردیدن آتش. (منتهی الارب) (از شرح قاموس).
کلمات همقافیه با «جحوم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وم» برای سرودن شعر