معنی جحود

معنی جحود

8 بازدید
[ جُ ] (ع مص) انکار کردن با علم و دانست. (از منتهی الارب) (قطر المحیط) (آنندراج) (اقرب الموارد). انکار کردن کسی را با دانستن این که حق او است. (از شرح قاموس). انکار. (زوزنی). منکر شدن. (یادداشت مؤلف). نکیر. (منتهی الارب). دیده و دانسته انکار کردن. (صراح و منتخب) (از غیاث اللغات). انکار کردن. (ترجمان تهذیب عادل علامهٔ جرجانی) (دهار). انکار با علم. مکابره. || ناشناختن. (زوزنی): او را با کفار مکه و صنادید قریش برابری دادن از غایت جحود حق و ظهور عداوت پسرش باشد. (نقض الفضائح ص ۱۹). تشبیه کردن این طریقه به گبرگی الاّ جحود محض و انکار صرف نباشد. (نقض الفضائح ص ۱۹). جزای جحود و سزای کفر و کنود او تا ابدالآبدین بدو میرسانند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۵۹). جز سه کس که حق ایشان چیره بود ساحرش گفتند و کاهن از جحود. (مثنوی چ نیکلسون ج ۲ ص ۴۴۳). گر نبودی سحرشان و آن جحود کی کشیدیشان به فرعون عَنود.(مثنوی). این صور دارد ز بیصورت وجود چیست پس بر موجد خویشش جحود. (مثنوی). || کافر شدن. جَحد. (قطر المحیط) (اقرب الموارد). کفر: چون که یونس از میانشان رفته بود از جحود و حقد آن قوم عنود.(مثنوی). || انکار کردن نعمت و حق منعم ناشناختن. یا اعتراف نکردن بفضل او. (از قطر المحیط) (ذیل اقرب الموارد): خوی بد در ذات تو اصلی نبود کز بد اصلی نیاید جز جحود.(مثنوی). || بخیل یافتن کسی را. (از منتهی الارب). بخیل و زفت یافتن کسی را. (شرح قاموس) (قطر المحیط). بخیل و کم خیر یافتن کسی را. (ذیل اقرب الموارد). || تکذیب کردن. (اقرب الموارد) (قطر المحیط). جَحد. (قطر المحیط). || از دست دادن مال. (از ذیل اقرب الموارد). || (اصطلاح نحو) لام زایده ای که پس از کان ناقصهٔ منفی آید. مانند: ماکان ربک لیهلک القری بِظلم... (قرآن ۱۱ / ۱۱۷). - خشم و جحود داشتن بر کسی؛ غضب و کینه و دشمنی و انکار و تکذیب داشتن بر وی : جغد را ویرانه باشد زاد و بود هستشان بر باز از آن خشم و جحود. (مثنوی).
[ جَ ] (ع ص) کَنود. (یادداشت مؤلف). کافر. کفور. فرعون. کافره.

کلمات هم‌قافیه با «جحود»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ود» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید