معنی جحمة

معنی جحمة

5 بازدید
[ جَ مَ ] (ع اِ) چشم، به لغت حمیر. (تاج العروس) (منتهی الارب) (ذیل اقرب الموارد) (آنندراج). جحمتا الانسان و الاسد؛ عیناه. ابن سیده گوید: تنها به لغت اهل یمن به معنی چشم است. و به گفتهٔ صاحب لسان: جحمتا الاسد؛ عیناه بکل لغة. (از ذیل اقرب الموارد): ایا جحمتا بکّی علی اُم عامر أکیلة قلّوب باحدی المذانب. (از تاج العروس). در این شعر وجوه دیگری گفته شده است. رجوع به تاج العروس شود. || آتش توبرتو. (منتهی الارب) (آنندراج). جُحمَة. (منتهی الارب). رجوع به جُحْمة شود.
[ جُ مَ ] (ع اِ) آتش توبرتو. (منتهی الارب) (آنندراج). || توقد. (ذیل اقرب الموارد): رأیت جحمة النار؛ اَی توقدها. (لسان از ذیل اقرب الموارد). جَحْمة. (منتهی الارب). و رجوع به جَحْمة شود.

کلمات هم‌قافیه با «جحمة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «مة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید