معنی جحر

معنی جحر

7 بازدید
[ جُ ] (ع اِ) سوراخ دده و خزنده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). جُحران. سوراخ مار و جز آن. (مهذب الاسماء). سوراخ. (دهار). هر سوراخی که خزندگان و سباع برای خود کنند. (از اقرب الموارد). سوراخ سوسمار و مار و جز آن. خانهٔ بعض حیوانات از حشره و جز آن در زیر زمین. (یادداشت مؤلف): فی الحدیث: «لایلدغ المؤمن من جحر مرتین» . ج، جَحَرَة، اَجحار، جُحران. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). و رجوع به جحران شود. || سوراخ. فی الحدیث: «اذا حاضت المرأة حرم الجحران»؛ یعنی فرج و دبر بنابر آنکه نون بکسر خوانده شود [ تثنیهٔ جحر ] . و بضم نون نیز گفته شده به معنی فرج و بدین ضبط، الف و نون زائد است. رجوع به جحران شود.
[ جَ ] (ع مص) در سوراخ درآوردن سوسمار را. || داخل شدن سوسمار در سوراخ. (از منتهی الارب) (اقرب الموارد). || بلند گردیدن آفتاب. || بی باران گردیدن ربیع. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || پس ماندن کسی. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || پس ماندن خبر . (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). || در چشم خانه فرورفتن چشم. || (اِ) غار دورتگ. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «جحر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «حر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید