معنی جحدم
6 بازدید
[ جَ دَ ] (اِخ) غیرمنسوب و صحابی است. (از منتهی الارب). او را با نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم صحبتی بوده است. و روایت کند که رسول صلی الله علیه و آله و سلم گفت: «هرکس گوسفند خود را بدوشد و پیراهن و کفش خود را وصله کند و با نوکر خود غذا خورد و مایحتاج خود را خودش از بازار بخانه برد، از تکبر مبرا میگردد». ولی سند روایت ضعیف است. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة شود.[ جَ دَ ] (اِخ) ابن فضالة الجهنی. ابن مندة از طریق فرزندان مترجم روایت کند که بخدمت رسول صلی الله علیه و آله و سلم رسید و حضرت در حق وی دعا کرد ولی در سند روایت اشخاص مجهولی وجود دارند. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة شود.[ جَ دَ ] (اِخ) جذیمی. از طایفهٔ بنی جذیمه است. اموی در المغازی از ابن اسحاق آرد: وی از مردم بنی جذیمه است که به اسلام درآمدند. واقدی گوید: او از کسانی است از بنی جذیمة که بدست خالدبن ولید بقتل رسیدند. ولی واقدی تنها کسی است که او را جزء کسانی که بقتل رسیده اند آورده است. (از الاصابة فی تمییز الصحابة).[ جَ دَ ] (اِخ) حمسی. دربارهٔ او روایتی نقل شده که بخدمت رسول صلی الله علیه و آله و سلم آمد و حضرت در حق وی دعا کرد. ممکن است این شخص همان جحدم جهنی باشد و روایت مذکور از دو طریق نقل شده باشد. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة شود.
کلمات همقافیه با «جحدم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دم» برای سرودن شعر