معنی جحدب

معنی جحدب

8 بازدید
[ جَ دَ ] (ع ص) کوتاه بالا. (منتهی الارب) (آنندراج). || (اِ) شیر بیشه. (ناظم الاطباء). جَحدَر. (منتهی الارب). و رجوع به جحدر شود.
[ جَ دَ ] (ع اِ) ابن البیطار از رافقی آرد که: جحدب را در دیگی بسوزند و خاکستر آن را بر ریش آکله پاشند، سود دارد. (از مفردات ابن البیطار) .
[ جَ دَ ] (اِخ) از خطبای بنی تمیم است. او را با جریر مشاجراتی بوده و جریر در حق او گفته است : قبح الاله و لایقبح غیره بظراً تفلق عن مفارق جحدب. و همچنین با خالدبن سلمهٔ مخزومی خطیب ملاقات کرده و مناظره ای میان آنها روی داده است. رجوع به البیان و التبیین ج ۱ ص ۲۶۷ شود.
[ جَ دَ ] (اِخ) ابن جرعب، مکنی به ابوالصلت. نسّاب است. (از منتهی الارب).

کلمات هم‌قافیه با «جحدب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید