معنی جحا
6 بازدید
[ جُ ] (اِخ) مردی از مفضلین که کتاب نوادری بنام او تألیف گردیده است. (از الفهرست). رجوع به جحی شود.
کلمات همقافیه با «جحا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حا» برای سرودن شعر