معنی ججو
6 بازدید
[ جِ ] (اِ) در لهجهٔ مازندرانیان [ در زبان کودکان و مغازله ] به معنی پستان است. (یادداشت مؤلف).[ جَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ملایعقوب بخش مرکزی شهرستان سراب. این ده در یازده هزارگزی خاور سراب و هزاروپانصدگزی شوسهٔ سراب به اردبیل قرار گرفته و محلی کوهستانی و معتدل و نوبنیاد است. سیزده تن سکنه دارد و آب آن از نهر و چشمه تأمین میشود و محصول آنجا غلات و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «ججو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جو» برای سرودن شعر