معنی جثامة
6 بازدید
[ جَ ثْ ثا مَ ] (ع ص) بلید و کندخاطر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). پلیدی و کندخاطر. (آنندراج). || مهتر حلیم. (منتهی الارب) (آنندراج). || خوابناک که از جا نجنبد و سفر نکند. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج). فلان جثامة لاینهض للمکارم. (اقرب الموارد).[ جَ ثْ ثا مَ ] (اِخ) ابن قیس. ابن منده از او یاد کرده و از طریق حبیب بن عبید الرحبی از ابی بشر از جثامةبن قیس مرفوعاً حدیثی دربارهٔ روزه نقل کرده است ولی در اسناد روایت مزبور اشخاص مجهولی وجود دارند. وی از اصحاب رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بوده است. (از الاصابة فی تمییزالصحابة). و رجوع به الاصابه ذیل شرح حال صعب بن جثامةبن قیس... شود.[ ] (اِخ) ابن قیس. از شعراء عرب است. از اشعار اوست: انتم اناس عظام لا قلوب لکم لاتعلمون ا جاء الرشد ام غابا. و نیز از اوست: فلایحذرون الشر حتی یصیبهم و لایعرفون الامر الا تدبرا. رجوع به عیون الاخبار ج ۱ ص ۳۵ و ۳۶ شود.[ ] (اِخ) ابن مساحق بن ربیع بن قیس الکنانی. او را با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم صحبتی بوده است. عمر او را برسالت بنزد هرقل فرستاد. ابن منده از طریق عبدالخالق الحمص از یحیی بن ایوب از الکنانی فرستادهٔ عمر بنزد هرقل که او را جثامةبن مساحق نیز گویند، روایت کند که در مجلس هرقل جلوس کردم و ندانستم بر روی چه چیزی نشسته ام و چون به آن نگاه کردم کرسی از طلا بود، سپس از آن پائین آمدم. پرسید چرا از روی آن برخاستی. گفتم از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که از چنین کاری نهی میکرد. (از الاصابة فی تمییزالصحابة). و رجوع به لغت نامه ذیل حسان بن ثابت شود.
کلمات همقافیه با «جثامة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر