معنی جتان
6 بازدید
[ ] (اِخ) جنسی از مردم سند که راهداری هند با آنان است. (مفاتیح): و جهان بدین سبب بر احمد تنگ شده بود و مردم از وی باز شد و آخر کارش آن آمد که جتان و هر گونه کفار دم وی گرفتند. دیگر روز به آبی رسیدند و احمد بر پیل بود خواست که بگذرد جتان مردی دوسه هزار سوار و پیاده بر وی [ بر ] خوردند و با وی کم از دویست سوار مانده بود خود را در آب انداخت و جتان دوسه رویه درآمدند و بیشتر طمع آن کالا و نعمت را که با وی بود. چون بدو نزدیک شدند خواست که پسر خویش را بکشد بدست خویش جتان نگذاشتند پسرش بر پیلی بود بربودند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۴۴۱).
کلمات همقافیه با «جتان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر