معنی جبین بوسیدن
5 بازدید
[ جَ دَ ] (مص مرکب) کنایه از اظهار محبت و دوستی کردن. || در این بیت کنایه از اظهار عجز و حقارت کردن : تو آن گلی که مه آسمان جبین تو بوسد ملک ز سدره فرودآید و زمین تو بوسد. فغانی شیرازی (از ارمغان آصفی).
کلمات همقافیه با «جبین بوسیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر