معنی جبول
6 بازدید
[ جَ بْ بو ] (اِخ) دهی است نزدیک حلب. (منتهی الارب). قریهٔ بزرگی است در نزدیکی ملاحهٔ حلب و نهر بطنان در جبول جاری میشود و آن را نهرالذهب گویند، که منجمد گردیده و نمک میشود. و به بیشتر شهرهای شام و جزیره حمل میشود و درآمد آن در سال به صدوبیست هزار درهم تخمین میشود. انواع مختلف پرندگان بر سر این آب قبل از منجمد شدن گرد می آیند. مردم جبول به بی دینی و ناجوانمردی و دروغ گویی و نفاق و تعصب جاهلانه مشهور و در بدکاری ضرب المثل هستند. (از معجم البلدان) (مراصدالاطلاع): قد جبل الجبول من راحة فلیس تعرو ساکنیها هموم کأنما الماء و اطیاره فیه سماء زینت بالنجوم کأن سود الطیر فی بیضها خلیط جیش بین زنج و روم. (از معجم البلدان). رجوع به باب و باب الجبول شود.
کلمات همقافیه با «جبول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر