معنی جبهنویان
3 بازدید
[ جَ بَ ] (اِخ) یا یمه. یکی از سرداران مغول که بفرمان چنگیزخان با چند هزار تن سپاه مأمور دفع کوشلوک گردید و او را هزیمت داده وارد کاشغر شد. (از حبیب السیر چ خیام ج ۲ ص ۲۶، ۲۷). عباس اقبال چنین آرد: چنگیزخان قبل از آنکه انتقام رعایای خود را از خوارزمشاه بگیرد مصمم شد که کوچلک خان را که در ترکستان شرقی مستقر شده و به آزار مسلمانان اشتغال داشت از میان بردارد آنگاه با خیال فارغ به ممالک خوارزمشاهی حمله برد. برای اجرای این مقصود چنگیز یکی از سرداران خود «جبه نویان» را با قشونی معظم به کاشغر فرستاد و جبه نویان کاشغر را بسهولت گرفت و کوچلک فراری شد. جبه نویان اول کاری که کرد این بود که بمردم آزادی مذهب داد و فشاری را که بر اثر استیلای کوچلک بر مسلمین بلاد ختن و کاشغر و غیره تحمیل شده بود برطرف کرد. همین شخص بعدها به اتفاق سبتای بهادر و تغاجار بفرماندهی سی هزار تن از طرف چنگیز مأمور تعقیب خوارزم شاه شد. رجوع به تاریخ مفصل ایران تألیف عباس اقبال ص ۲۴، ۳۶، ۳۷، ۳۸، ۳۹، ۴۸، ۵۰، ۵۲، ۵۵ و ۶۹ شود.
کلمات همقافیه با «جبهنویان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر