معنی جبن عتیق
6 بازدید
[ جُ بُ نِ عَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) یا یابس. پنیر خشک. بهترین آن روغن دار شیرین باشد. و طبیعت آن گرم و خشک است در سوم. و مصلح ریشهای بد بود. و چون با زیت سحق کنند سودمند بود جهت تحجر مفاصل ... و چون بریان کنند شکم ببندد. و پنیر مولد خلط مراری بود و بدن را لاغر گرداند و معده بدبو و دشوارهضم شود و تشنگی آورد و سنگ گرده پیدا کند و باید که میان دو طعام خورند و اگر با مغز گردکان خورند نیکوتر باشد. (اختیارات بدیعی).
کلمات همقافیه با «جبن عتیق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یق» برای سرودن شعر