معنی جبنی

معنی جبنی

6 بازدید
[ جُ بُ نْ نی ] (ص نسبی) منسوب به جبن به معنی پنیر است و پنیرسازی را میرساند. (از لباب الانساب).
[ جُ ] (اِخ) احمدبن موسی. محدث است. (از منتهی الارب).
[ جُ ] (اِخ) اسحاق بن ابراهیم. محدث است. (از منتهی الارب).
[ جُ بُ نْ نی ] (اِخ) ابن اسحاق بن محمدبن حمدان بن محمد، مکنی به ابونصر. محدث است و از پدر خود روایت کند. (از لباب الانساب).
[ جُ بُ نْ نی ] (اِخ) اسحاق بن محمدبن حمدان بن محمد، مکنی به ابوابراهیم. فقیهی حنفی است. وی از ابومحمد عبداللََّه بن محمدبن یعقوب حارثی سبذمونی روایت کند. و پسر او ابونصر جبنی از وی روایت کند. او در اول ذی قعدة سال ۳۹۵ هـ . ق. درگذشت. (از لباب الانساب).

کلمات هم‌قافیه با «جبنی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید