معنی جبلیة
6 بازدید
[ جَ بَ لی یَ ] (ع اِ) ماده ای است شبیه به کندر. کبا. قنق. عسل اللبن که افریقائیها برای بخور دادن بکار میبرند. (از دزی). || (ص نسبی) تأنیث جبلی. کوهی. کوهستانی. - حنطة جبلیة؛ گندمی که در زمین درشت روید. خلاف بثنیة. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «جبلیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر