معنی جبلهنج
7 بازدید
[ جَ لَ هَ ] (معرب، اِ) جبرآهنگ. جبلاهنگ. جلبهنگ. در اختیارات بدیعی چنین آمده: جبلاهنگ و جبلهنگ نیز گویند. بپارسی جبراهنگ گویند و آن تخم زرد خار است و بیخ وی تربد زرد است و گویند تخم دند سیاه است و فعل وی مانند فعل خربق بود و بهترین وی هندی بود، خلوقی رنگ، برنگ سعترک و بغایت خرد بود و درازقد و مقیی ء بود بقوت بلغم و اخلاط غلیظهٔ لزج را، و خطر بود، مگر مفلوج را نافع بود و شربتی از وی نیم درم بود تا یک درم، و اگر از این زیاده بود کشنده بود و در خوردن وی غثیان عظیم پیدا شود تا حدی که خناق آورد و عرقی سرد و معالجهٔ آن به قی و آب گرم و حقنهٔ قوی که در وی شحم حنظل بود و بعد از آن شیر تازه بیاشامند، و اگر تشنج پیدا کند موم روغن نرم پیدا کنند و بمالند و در آب نیم گرم نشانند و بدل وی خربق بود. (اختیارات بدیعی). و رجوع به الفاظ الادویه و کلمات فوق (مترادفات مذکور) شود.
کلمات همقافیه با «جبلهنج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نج» برای سرودن شعر