معنی جبله
5 بازدید
[ جِ لَ ] (اِخ) (ذو...) یاقوت آرد: شهری است در یمن که در زیر جبل صَبِر قرار گرفته و آن را «ذات النهرین» نامند. این شهر از حیث نزهت و پاکیزگی از بهترین شهرهای یمن است. علی بن محمدبن زیاد مازنی گوید ذوجبلة تحت فرمانروایی منصوربن مفصل یکی از پادشاهان آل صلیح بود. سپس محمدبن سبا آن را از تصرف وی درآورد: بذی جبلة شوقی الیک و انها لتطهر بالشیخ الذی لیس یعمر عوائد للفید الغوانی فانها عن الشیخ نحو ابن الثلاثین تنفر. (از معجم البلدان).[ جَ بَ لِ ] (اِخ) دهی است از دهستان کهنهٔ شهرستان سبزوار در بخش جغتای. این ده در ده هزارگزی جنوب باختری جغتای و ۱۵۰۰گزی جنوب مالرو عمومی شریف آباد قرار دارد و محلی کوهستانی و سردسیر است. ۳۲۲ تن سکنه دارد. آب آنجا از قنات تأمین میشود و محصول آن غلات، پنبه، زیره و کنجد و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ ] (اِخ) شهری است که یک جانب او دریای روم بود و سه جانب دیگر خرماستانها و زیتون بسیار دارد. (نفائس الفنون).[ جَ بَ لَ ] (اِخ) بدون نسب است. بخاری گوید او را با پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم مصاحبتی بود. ابن سیرین مرسلاً از او روایت کند. بعقیدهٔ من [ صاحب الاصابه ] این شخص همان جبلةبن عمرو انصاری است. ابن السکن گوید او را از صحابه دانسته اند ولی از رسول صلی الله علیه و آله و سلم روایتی نقل نکرده است. (از الاصابة فی تمییز الصحابة).[ جَ بَ لَ ] (اِخ) ابن ابی کریب بن قیس بن حجربن وهب بن ربیعةبن معاویة الاکرمین. ابن شاهین و طبری او را در شمار رجال خود آورده اند و ابن فتحون و ابوموسی او را استدراک کرده اند. (از الاصابة فی تمییز الصحابة).[ جَ بَ لَ ] (اِخ) ابن حارث بن جبلةبن حارث بن جبلة. از ملوک غسانیان است که مدت سی وچهار سال به کامرانی سلطنت کرد. (از حبیب السیر چ خیام ج ۱ ص ۲۶۲).
کلمات همقافیه با «جبله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر