معنی جبلان

معنی جبلان

5 بازدید
[ جَ بَ ] (اِخ) یاقوت آرد: تثنیهٔ جبل است ولی چون جبلان (بطور مطلق) گویند دو کوه طیی ء یعنی اَجَأ و سلمی را اراده کنند. (از معجم البلدان). در منتهی الارب اخا و سلمی ضبط شده است.
[ جُ ] (اِخ) نام دو موضع است اول جبلان العرکبه؛ شهر وسیعی است در یمن که بین وادی زبید و وادی رِمَع است و شراحیون در آنجا سکونت دارند. دوم جبلان ریمه؛ و آن موضعی است که وادی رمع را از وادی صنعاء عرب جدا میسازد و گاوهای جبلانی را از آنجا به صنعا و جز صنعا برند. تیره هایی از حمیر از نسل جبلان صرادف بدانجا سکونت دارند. (از معجم البلدان). و رجوع به قاموس الاعلام شود.
[ جُ ] (اِخ) ابن سهل بن عمروبن قیس بن معاویةبن جشم بن عبدشمس بن وائل بن الغوث بن قطن بن عرب بن زهیربن ایمن الهیع بن حمیر. جد طائفه ای است که در جبلان ریمه نزدیک به یمن سکونت دارند. (از معجم البلدان).

کلمات هم‌قافیه با «جبلان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید