معنی جبل‌الثلج

معنی جبل‌الثلج

5 بازدید
[ جَ بَ لُثْ ثَ ] (اِخ) لقب ابوزید خالدبن احمدبن ابوزید رصافی، قاضی شهر سالم است. رجوع به الحلل السندسیه ج ۲ ص ۸۹ شود.
[ جَ بَ لُثْ ثَ ] (اِخ) نام دیگر کوه نیواده یا نیفاده است که در اسپانیا قرار دارد. رجوع به الحلل السندسیه ج ۱ ص ۳۷ و ۱۲۹ و به جبل نیفاده در همین لغت نامه شود.
[ جَ بَ لُثْ ثَ ] (اِخ) نام کوهی است بقرب دمشق که آن را جبل السنبر نیز گویند. (از نخبة الدهر دمشقی ص ۲۰۱). صاحب مرآةالخیال آرد: جبل ثلج در هر موضعی به نامی وارد گشته است از جنوب بجانب شمال. و صاحب کتاب رسم الارض نوشته که جبل ثلج در موضعی است که طول آن پنجاه و نه درجه و چهل و پنج دقیقه است و عرض سی و دو درجه. کشیده است تا دمشق و بعلبک و طرابلس و شام و در آن موضع آن جبل را عکار میخوانند و همچنین میکشد تا سمت اقامه و در آنجا [ آن را ] جبل لکام می نامند و چون از شام بگذرد و به حدود حمص رسد بستان گویند. پس از آنجا بگذرد و بر ساحل بحر قلزم منتهی شود. (از مرآةالخیال ص ۲۷۴).

کلمات هم‌قافیه با «جبل‌الثلج»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لج» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید