معنی جبع

معنی جبع

6 بازدید
[ جَ / جِ / جَ بَ ] (اِ) بعبری «تل» باشد. (صحیفه یوشع ۱۸:۲۴ و ۲۱:۱۷) (اول سموییل ۱۳:۳ و ۱۴:۲) (اشعیاء ۱۰:۲۹) (قاموس کتاب مقدس).
[ جِ ] (اِ) همان جَبْع است. رجوع به جَبْع شود.
[ جَ بَ ] (اِ) همان جَبع است. رجوع به آن جَبْع شود.
[ جَ ] (اِخ) جبع بن یامین نیز خوانده شده است. اول پادشاهان ۱۵:۲۲ و در مرز و بوم شمالی سبط بن یامین واقع میباشد و آیاتی که در دوم پادشاهان ۲۳، ۸ و زکریا ۱۴:۱۰ مذکور است دلالت بر طول اراضی یهودا و بن یامین مینماید و در همین جبعه داود بر فلسطینیان دست یافته ایشان را هزیمت داد. دوم سموئیل ۵:۲۵ و آن برتر از جبع حالیه میباشد که بر فراز یکی از تلهایی که بشمال مخماس در وادی سونیت است واقع میباشد. آنرا جَبَع و جِبع نیز گویند. (قاموس کتاب مقدس).

کلمات هم‌قافیه با «جبع»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بع» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید