معنی جبس
7 بازدید
[ جِ ] (ع ص) کندخاطر. افسرده دل. گران روح. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج). || فاسق. || بددل. || ناکس. || هیچکاره. (منتهی الارب) (آنندراج). || (اِ) بچهٔ خرس. || کج. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج). ج، اَجباس، جُبوس. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج). و رجوع به دزی شود.
کلمات همقافیه با «جبس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بس» برای سرودن شعر