معنی جبری شدن
6 بازدید
[ جَ شُ دَ ] (مص مرکب) پیرو عقیدهٔ جبر مذهبی شدن. قائل بجبر شدن. کیش جبر مذهبی را برگزیدن : در هر آن کاری که میلت نیست و خواست اندر آن جبری شوی کاین از خداست. مولوی.
کلمات همقافیه با «جبری شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر