معنی جبرینی
7 بازدید
[ جِ ] (اِخ) احمدبن عبداللََّه بن حمدون بن نصربن ابراهیم مکنی به ابوالحسن الرملی و معروف به جبرینی. از محدثان است. وی به دمشق رفت از ابوهاشم محمدبن عبدالاعلی بن علیل و ابوالحسن محمدبن بکاربن یزیدالسکسکی الدمشقی و ابوالفضل العباس بن الفضل بن محمدبن الحسن بن قتیبة و ابومحمدبن عبداللََّه بن ابان بن شداد و ابوالحسن داودبن احمدبن مصحح عسقلانی و ابوبکر محمدبن محمدبن ابی ادریس امام مسجد حلب روایت کند و عبدالوهاب بن جعفر المیدانی و تمام بن محمد الرازی از او روایت کنند. (از معجم البلدان).[ جِ ] (اِخ) محمدبن خلف بن عمر مکنی به ابوالحسن. محدث است. از احمدبن الفضل الصائغ روایت کند و ابوبکر محمدبن ابراهیم اصبهانی از وی روایت دارد. (از معجم البلدان) (اللباب فی تهذیب الانساب).
کلمات همقافیه با «جبرینی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر