معنی جبرانه
7 بازدید
[ جَ نَ / نِ ] (ص، ق) جبراً. (ناظم الاطباء). از روی جبر. جابرانه. بجبر. بزور. بستم.
کلمات همقافیه با «جبرانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر